نه شير داره نه پستون
شيرشو بردن هندستون
يک زن کردي بستون
اسمشو بزار عمقزي / دور کلاش قرمزي
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين
شعر فوق بنابه دلايل زير, قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد:
۱- عدم رعايت قواعد ادبي : هر انسان بالغي متوجه اين مساله مي شود که دو کلمه توتوله و چه جوره هم قافيه نيستند و به همين دليل کل شعر زير سوال مي رود !
2- وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي مياندازد و چون مهرجويي از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهيونيزم است به نظر ميرسد که شاعر اين شعر نيز با وي همدست مي باشد!
3- بدآموزي: کلماتی مصداق کامل بدآموزي بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نيز تحريک ملت می شود!
4- نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر مي کنند؟!
5- بيتوجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هسته اي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطين و لبنان تقديم کند!
6- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي), باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي مي شود.
7- تشويق به بيحجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب ميشود, مصداق ترويج بدحجابي است.
علي رغم تمامي ايرادات وارده, از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک صادر کنيم:
اتل, متل, زباله / گاو قلي باحاله!
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يک زن راستين
اسمشو بزار حکيمه / چادرشم ضخيمه
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين!
آهنگ جديد از گروه جونيورز به نام اسكناس در دو سبك آر.ان.بي و رپ در حجم پايين و كيفيت بالا

آهنگ جدید و بسیار بسیار زیبای کلان با صدای پیشرو و هیچکس

ویدیو جدید و فوق العاده زیبای Rezaya & 2AFM Ft. به نام نازگل به همراه آهنگ این ویدیو

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای یاس به همراه امین به نام هویت من (در اعتراض به فیلم 300)

تولد فریدون پایان انتظارات پدر و مادری بود که سالها در عطش داشتن فرزند پسر سوخته بودند. سه فرزند قبلی آنها به ترتیب "پروانه" ، "عفت" و "فروغ" نام داشتند.
علاقه فریدون به موسیقی از همان کودکی غیر قابل چشم پوشی بود. خانواده فریدون با هنر غریبه نبودند. پدرش که کارمند اداره دخانیات تهران بود ، تار می زد و شعر می سرود و صدای گوشنواز خواهر بزرگترش را "دلکش" هم ستوده بود. اولین ساز فریدون درام بود و با همان درام کار جدی خود در زمینه موسیقی را آغاز کرد.
اواخر دهه چهل ، فریدون به ستاره کلوپهای شبانه تهران و سن کافه های معروفی چون "مارکیز" و "کاکوله" بدل شد. جایی که محفل همیشگی هنرمندانی چون "شهیارقنبری"، "اسفندیار منفرد زاده" ، "فرهاد مهراد" و دیگر فعالان عرصه موسیقی، سینما، تئاتر و ادبیات به شمار می رفتند.
فریدون در همین سالها آهنگ "آدمک" ساخته "تورج شعبانخانی" را بر فیلم "خسرو هریتاش" خواند که همین ترانه و ترانه ای به نام "پروانه من" آغاز فعالیت حرفه ای فریدون و تورج به حساب آمدند و سرآغاز فصل تازه ای نه تنها در زندگی آن دو بلکه در حیات موسیقی پاپ ایران شدند.
در عرض دو سال بعد چندین ترانه را اجرا کرد که شاید شاخص ترین آنها "نیاز" باشد: "تن تو ظهر تابستون به یادم میاره/ رنگ چشمای تو بارون به یادم میاره/ .../ من نیازم تو رو هر روز دیدنه/ از لبت دوست دارم شنیدنه...". با قرار گرفتن این ترانه بر تیتراژ پایانی فیلم نسبتا ضعیف "زن باکره" ساخته زکریا هاشمی و نیز توجه عموم مردم قرار گرفت.
صدای فریدون در سالهای 52 تا 58 با ترانه های ماندگار خود در خانه ها و کافه های معروف کشور طنین انداز بود. در سال 52 ترانه "تنگا" ساخته "امیر نادری" را اجرا کرد. و در همان سال به کافه "کازبا" ی شیراز دعوت شد و در همانجا بود که عشقی بی سرانجام را هم تجربه کرد. در سال بعد برای "یاران" (فیلمی با بازی فرزان دلجو) خواند :"سایه ی یه حادثه که یه عمره با منه/توی شهر آهنی داره خوردم می کنه/رو تموم لحظه هام چتر سایه ی سیاست/خون وحشت تو رگ خسته ثانیه هاست..."
در سال 1354 ملودی "ماهی خسته" را با شعر شهیار قنبری خواند، سپس با صدایی رساتر ترانه "همیشه غایب" را با تنظیمی از "واروژان" اجرا کرد:"یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم/یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم/مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده/تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده..."
بین سالهای 50 تا 58 تک ترانه هایی ماندگار از فریدون ضبط و منتشر شد: "کوچه شهر دلم"،"مردن شاپرکا"،"گرفتار"،"غم تنهایی"،"زندون دل"،"قوزک پا"،"سال قحطی" و ...
در این سالها او دو ازدواج بی سرانجام با "گلی فتوره چی" و "سوسن معادلیان" انجام داد که هردو به جدایی انجامید.
با انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، فریدون بین ماندن و نماندن، بودن و نبودن، ماندن و بودن را انتخاب کرد .
بیست و هشتمین ترانه فریدون شاید شروع نیمه ی تلخ زندگی فریدون بود. "یار دبستانی من". منصور تهرانی شعر و آهنگ را نوشت و برای تیتراژ فیلمش به نام "از فریاد تا ترور" در اختیار فریدون قرار داد :"یار دبستانی من با من و همراه منی/چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی..."
با منع کردن این ترانه و حذف کردن آن از تیتراژ فیلم، "جمشید جم" خواندن این ترانه را بر عهده می گیرد و روی صدای فریدون نه تنها برای فیلم بلکه در تمام فروشگاهها و حتی خانه ها، مهر ممنوع زده می شود.
فریدون حیران و زخم خورده به خانه مادریش پناه می برد و تا آخر عمر در یکی از اتاقهای آن خانه واقع در بزرگراه رسالت زندگی کرد. در طی این مدت، تلاشهایش برای خواندن دوباره با معیارهای جدیدش بی نتیجه ماند و مجبور به خانه نشینی شد و مدت زیادی را هم با تعلیم هنر خود به جوانان گذراند تا اینکه ...
جمعه سیزدهم مهرماه 1380. روز سیاهی که پرده های کوچک اتاق فریدون هرگز طلوع صبح را به خلوت او راه نداد. مدت کوتاهی بعد از او مادرش هم به او پیوست و همراه با شوهر خواهرش در روستای "قرقرک" اشتهارد کرج به خاک سپرده شد.





